تبليغاتX
اجاره بالگرد, هلیکوپتر و هواپیما - اولین ها در ایران و جهان (قدیمی)

 

نخستين زن دريانورد ايراني

 

نخستين زن دريانورد ايراني آرتميس Artemis است كه درحدود ۲۴۸۰ سال پيش، فرمان درياسالاري خويش را از سوي خشايارشاه هخامنشي دريافت كرد و اولين بانويي است كه در تاريخ دريانوردي جهان در جايگاه فرماندهي دريايي قرار گرفته است.

 

در سال ۴۸۴ پيش از ميلاد، هنگامي كه فرمان بسيج دريايي براي شركت در جنگ با يونان از سوي خشايارشاه صادر شد، آرتميس فرماندار سرزمين كاريه با پنج فروند كشتي جنگي كه خود فرماندهي آنها را در دست داشت به نيروي دريايي ايران پيوست.
دراين جنگ كه ايرانيان موفق به تصرف آتن شدند، نيروي زميني ايران را ۸۰۰ هزار پياده و ۸۰ هزار سواره تشكيل مي‌داد و نيروي دريايي ايران شامل ۱۲۰۰ ناو جنگي و ۳۰۰ كشتي ترابري بود.
همچنين آرتميس در سال ۴۸۰ پيش از ميلاد در جنگ سالامين Salamine كه بين نيروي دريايي ايران و يونان در گرفت شركت داشت و دلاوري هاي بسياري از خود نشان داد و با ستايش دوست و آشنا روبرو شد.
او در يكي از دشوارترين شرايط در جنگ سالامين، با دليري و بي‌باكي كم‌مانندي توانست بخشي از نيروي دريايي ايران را از خطر نابودي نجات دهد و به همين دليل به افتخار دريافت فرمان درياسالاري از سوي خشايارشا رسيد.
او به خشايارشاه پيشنهاد ازدواج نيز داد كه بدلايلي اين پيوند صورت نگرفت. در سالهاي دهه شصت ميلادي (دهه چهل خورشيدي) نيروي دريايي ايران، براي نخستين بار ناو شكن بزرگي را به نام يك زن نام گذاري كرد و او «آرتميس» بود.

ناو شكن آرتميس در دوران خدمت درياسالار فرج الله رسايي به آب انداخته شد و سالها بر روي آبهاي خليج هميشه فارس پاسدار سواحل ايران بود

اولين ماشين چاپ را چه کسي ساخت؟

اولين بار عمل چاپ در كشور چين و يا ژاپن در قرن پانزدهم انجام گرفت. در آن زمان ها و حتي صدها سال بعد از آن، كتاب آنقدر كمياب و درست كردن آن به قدري سخت و مشكل بود كه كمتر كسي براي خواندن و ياد گرفتن به كتاب دسترسي داشت.

چاپچي هاي اوليه كليه نوشته ها و تصاوير را روي قالب هاي چوبي حك كرده و آنها را توي مركب زده و بعد روي منگنه ها مي گذاشتند. بعداً كلمات به تصاوير اضافه مي شدند.

شيوه تازه اي لازم بود تا كار كندن روي چوب را، كه با دست انجام مي گرفت و بسيار هم طولاني بود، كوتاهتر و آسانتر كند. ولي قريب به هزار سال گذشت تا واقعاً يك تغيير و تحول اساسي در روش نوشتن كلمات ايجاد شد. خيلي ها در اين راه كوشيدند ولي بالاخره مردي بنام گوتنبرگ كه يك آلماني الاصل بود و در مينز مي زيست، يكي از كساني بود كه در اين باره موفق شده و اين مشكل را حل كرد. گوتنبرگ دانست كه بايد از حروف چاپي فلزي منقول استفاده كرد و با اين روش بود كه اولين كتاب خود را به نام «انجيل گوتنبرگ» بين سال هاي 1453 و 1456 چاپ كرد.

ماشين گوتنبرگ، از حروف جداگانه اي تشكيل شده بود، و جابجا كردن و چيدن آنها بسيار آسان بود. يعني مي توانستند آنها را به صورت كلمه، سطر يا صفحه بچينند و هر موقع كه صفحه تمام مي شد، مي توانستند آن حروف را مجدداً براي چيدن صفحه ديگر به كار برند.

البته امروزه هم به اين روش عمل مي شود، و با وجود اين، خيلي از مخترعين بعدي، توانسته اند تغييرات زيادي در اين روش بدهند كه نيتجه كار آنها باعث سرعت زياد در فن چاپ گرديده است.

Photograph که به معنی عکس یا عکاسیه، از دو لغت یونانی Photo به معنی نور یا رعد و کلمه graph به معنی رسم کردن یا کشیدن گرفته شده و اولین بار توسط دانشمندی به نام جان هرسکل در سال ۱۸۳۹ به معنی ثبت و یا گرفتن عکس توسط نور استفاده شد و حالا ببینیم اولین عکسهای گرفته شده توسط بشر:

  • اولین عکس- ۱۸۲۶

first_image

اولین عکس توسط فردی به نام جوزف نیپک در تابستان سال ۱۸۲۶ در فرانسه و از مزرعه و آسمان مشرف به پنجره اتاقش گرفته شده. این عکس که به عنوان اولین عکس گرفته شده معروفه، گرفتنش حدود ۸ ساعت به طول انجامیده و هیچ کس به درستی نمیدونه که جوزف از چه ماده شیمیایی واسه گرفتن این عکس استفاده کرده بوده.

  • اولین عکس زیر آب - ۱۸۵۶

first-under-water-photo

اولین عکسی که زیر آب گرفته شد، توسط فردی به نام ویلیام تامپسون در سال ۱۹۵۶ گرفته شد، ولی اون عکس بعد از مدتی گم شد. عکس فوق اولین عکس منتشره از زیر آبه که در سال ۱۸۹۰ گرفته شده.

  • اولین عکس هوایی- ۱۸۵۸

 

در سال ۱۸۵۸ گسپر فلیکس، که یه نویسنده و کاریکاتوریست بود(با امضای Nader) با دوربین خودش سوار بالنی شد و بر فراز شهر کوچکی در فرانسه اولین عکس هوایی رو گرفت.  امااز اونجایی که این عکس هم گم شد (!!!) اولین عکس هوایی مجود توسط فردی به نام جیمز والز بلک در سال ۱۸۶۰ گرفته شده از شهر بوستون

  • اولین عکس رنگی -۱۸۶۱

first_colour_photograph

اولین عکس رنگی موجود با رنگ پایدار توسط جیمز کلارک ماکسول در سال ۱۹۶۱ گرفته شده. با توجه به کیفیت پایین عکس، معلوم نیست که این عکس چیه،ولی طبق اطلاعات موجود، عکس فوق نشون دهنده یه روبانه.

  • اولین عکس فضایی - ۱۹۴۶

1stphotofromspace

چند سال بعد از جنگ جهانی دوم و مدتها قبل از پرتاب اسپوتنیک به فضا، دانشمندان و سربازان در صحرایی در مکزیک  اولین عکس فضایی رو دیدن، این عکس که از بلندی به ارتفاع ۶۰ مایل و توسط یه دوربین ۳۶ میلیمتری که بر روی یه موشک v-۲ سوار بود گرفته شده. موشک همراه با دوربین به فضا پرتاب شد و بعد از طی مسیری مستقیم، بعد از چند دقیقه به زمین بازگشت، خود دوربین بعد از برخورد به زمین شکست ولی فیلمش که در محفظه ای فولادی بود سالم ماند تا حاوی اولین عکس فضایی باشد،

  • اولین عکس از کره زمین- ۱۹۶۸

earthrise_apollo8

در سال ۱۹۶۸، با پرواز آپولو ۸ با ماموریت پرواز رفتو برگشت از زمین به ماه اتفاق افتاد، با این پرواز، خیلی از اولین ها ثبت شدن، از جمله اولین عکس از کره زمین و نیز اولین پرواز انسان به ماه، اولین پرواز انسان با استفاده از فضا نورد Saturn V rocket و …،

اولین تلفن همراه ساخته‌ شده در جهان
معمولا با گذشت زمان نگاه به اتفاقات قدیمی جذاب به نظر می‌رسد.
معمولا با گذشت زمان نگاه به اتفاقات قدیمی جذاب به نظر می‌رسد.
از عمر تلفن همراه شاید بیشتر از سه دهه نگذشته باشد، اما این وسیله ارتباطی از جمله فناوری‌هایی است که هر روز شاهد تغییراتی عمده در تمام بخش‌های خود است. شاید تا به حال از خود درباره اولین گوشی تلفن همراه پرسیده باشید و شاید هم دوست داشته باشید که اطلاعاتی درباره آن داشته باشید.
براساس شواهد موجود شرکت موتورولا سازنده اولین گوشی تلفن قابل‌حمل به نامDynaTAC ۸۰۰۰X Motorola بوده است.
در سال ۱۹۷۳، موتورولا نمونه آزمایشی اولین تلفن قابل‌حمل جهان را ساخت. این گوشی بیش از ۳۰‌سانتی‌متر درازا و حدود ۹۰۰‌گرم وزن داشت و قیمت آن ۳۹۹۵‌دلار تخمین زده شده بود. گوشی مذکور بالاخره در سال ۱۹۸۳ به بازار آمد. باتری آن ۱ ساعت عمر می‌کرد و حافظه‌اش تنها گنجایش ۳۰ شماره داشت.

اولين فيلم صامت ايراني

در ديماه سال 1309 هـ.ش. اولين فيلم ايراني در تهران به نمايش درآمد. اين فيلم صامت که آبي و رابي نام داشت، توسط "اوانس اوگانيانس" نوشته و ساخته شده بود.

"آبي" و "رابي" نمونه هاي ايراني دو کمدين دانمارکي "پات" و "پاتاشون" بودند که نقش آنان را "محمد ضرابي" و "غلامعلي سهرابي" بازي مي کنند. فيلم شکل معمول آثار سينمايي داستاني را ندارد، فاقد قصه معيني است و به سلسله ماجراهاي خنده آوري درباره دو آدم بلند و کوتاه مي پردازد.

"پات و پاتاشون" هاي ايراني به لحاظ عدم امکانات کافي و گاهي نيز بودجه لازمه، قادر به تکرار همان اعمال و شيطنتهاي کمدينهاي دانمارکي نيستند؛ ولي مشابه حرکات و اعمال آنان را در قالب شوخيهاي کوچکي به نمايش ميگذارند. آبي با شيلنگي شروع بنوشيدن آب بمقدار زياد مي کند، ولي شکم رابي بالا مي آيد... رابي زير بوم غلطاني ميرود و دراز مي شود و آبي با پتکي به سرش ميزند و او دوباره کوتاه ولي پهن مي شود.... هوا گرم است و آبي سرش را روي بالش گذاشته است که بخوابد، ولي شدت گرما مانع مي شود و بدين ترتيب سرش را دائماً اين سو و آنسو ميکند و بالاخره بالش پاره شده و پرهاي سفيد بالش در هوا معلق مي شود. در اين زمان رابي وارد اتاق شده و گمان مي کند که برف ميبارد، پس چترش را باز کرده و روي سر خود مي گيرد! و....

اوگانيانس اوج شوخيهايي را که به صورت زنده به جهات مختلف قادر به تصويربرداري نيست با ياري نقاشيهاي مسيو تالبرگ عملي ساخت!

هنرپيشگان فيلم آبي و رابي، به جز ضرابي و سهرابي، احمد دهقان، محمدعلي قطبي، امير ارجمند، ابوالقاسم آشتي، سيرانوش و اوگانيانس بودند. محلهاي فيلمبرداري، باغ چهل فواره، در حوالي باغشاه، باغ پل چوبي در خيابان شاهرضا، خيابان علاءالدوله (فردوسي) و ميدان توپخانه؛ و هزينه فيلمبرداري چهار هزار و سي و پنج تومان گرديد.

طول فيلم آبي و رابي، هزار و چهارصد متر و نوع دوربين فيلمبرداري "گومون" مجهز به لنز 5 / 3 زايس و فاصله کانوني 50 بود که امکان فيلمبرداري حداکثر فاصله اي به اندازه پانزده تا بيست متر را ميسر ميساخت. سرعت فيلم 16 کادر در ثانيه و حرکت آن مي بايست با دست صورت مي گرفت که طبعاً سرعت را کم و زياد مي ساخت. به علاوه فيلمهاي خام موجود فاقد حساسيت کافي بودند و در نتيجه در هواي ابري و محلهاي تاريک وضوح کافي نداشتند.... مقدار فيلم مصرف شده آبي و رابي حدود 2000 متر شد.

آبي و رابي آماده نمايش شد. نخستين نمايش عمومي اولين فيلم بلند ايراني، ساعت 2 بعدازظهر روز جمعه 12 دي ماه در سينما ماياک بود.

آبي و رابي در حريق مدهش سينما ماياک در سال 1311 بکلي از بين رفت. فيلم، اگر چه کلاً بدرنگ و تاريک و گاه نيز بيرنگ بود و موضوع و داستان خاصي نداشت، ولي به لحاظ جنبه هاي کميک و تصاويرش از مناظري آشنا در تهران، مردم کم و بيش از آن استقبال کردند.

اولین فراری لیموزین جهان

 

فراری 360 Modena طولی برابر 23 پا داره ، 400 اسب بخار قدرتشه و 0-60 مایلشم کمتر از 6 ثانیه . این لیموزین تا 170 مایل در ساعت سرعت میره ، 6 تا صنلی داره و سر جمع 8 تا مسافر میزنه . توی فراری هم یه مینی بار و دستگاه پخش DVD و 6 تا باند و … هم وجود داره . راستی اسم صاحب این فراری Dan Cawley هستش .

اولين لباس جديد

اولين نظام و فنون جديد نظامي در ايران

پس از جنگهاي ايران و روس و شکستهايي که از اين رهگذر نصيب ايران گرديد، "عباس ميرزا" نايب السلطنه و وزير با تدبير او "قائم مقام اول" به خوبي دريافتند که سر شکست سپاه ايران، بدي وضع آرايش لشکر و فقدان نظم و انظباط و نداشتن توپخانه و سلاحهاي جديد است. ولي درک اين حقيقت براي عموم در محيط منحط آن روز ايران کار آساني نبود. عباس ميرزا براي آنکه با کهنه پرستي مبارزه کند، ناچار گرديد قبل از همه، خود لباس جديد نظام را در بر کند و پيش يکنفر روسي به آموختن فنون نظامي مشغول شود. بعداً اين شاهزاده روشن بين با بيست-سي نفر سرباز در حياطي به فراگرفتن نظام و فنون جديد مشغول شد تا با اين اقدام به عموم لشکريان بفهماند که يگانه راه نجات ارتش ايران از زوال و انحطاط، فراگرفتن نظام و فنون جديد است. به اين ترتيب براي اولين بار در ايران مشقهاي دسته جمعي و حرکت جبهه اي و عقب گرد، با فرمان و نواختن طبل کمابيش معمول گرديد.

در مجموع بايد گفت که بنيانگذار نظام جديد ايران عباس ميرزا وليعهد و ميرزا بزرگ قائم مقام بودند؛ و انگيزه آنان آماده ساختن ايران بود در دفاع و مقابله با تجاوزهاي نظامي روسيه که از آغاز سده گذشته دامنه آن همچنان گسترش مي يافت.

کشورهايي که در اين کار به ياري ايران آمدند، فرانسه و انگلستان بودند؛ و محرک آنان عنصر سياست بود. "ناپلئون" در انديشه لشکر کشي به هندوستان، هيات نظامي هفتاد نفري تحت رياست ژنرال "گاردان" به ايران فرستاد و هسته مرکزي نظام جديد ايران به دست صاحب منصبان گاردان فرانسوي به وجود آمد.

تحول وضع سياسي اروپا، فرانسويان را از ايران برد و انگليسيان را جانشين آنان ساخت. حکومت هند که از پيشرفتهاي ناپلئون هراس در دلش افتاده بود، از يکسو به تاسيس نظام جديد بومي هند دست زد که پيش از آن وجود نداشت، و از سوي ديگر به تقويت نظامي ايران شتافت. از 1224 ه.ق. به بعد چند هيأت نظامي انگليسي به ايران آمدند. غير از اسلحه جديد که نخست از فرانسه و بعدأ از هند(مستعمره انگليس) به ايران مي رسيد، کارخانه توپ ريزي و تفنگ سازي در آذربايجان بر پا شد. فنون جنگي و انظباط نظامي غربي نيز در ايران راه يافت، در لباس سربازي نيز تغييراتي داده شد.

اولین موزه ایران

تالارسلام اولین موزه ایران

ناصرالدین شاه پس از اولین سفر اروپا در سال ۱۲۹۰ هجری قمری و دیدن موزه ها و گالری های بزرگ کشورهای غربی تصمیم گرفت که موزه ای شبیه به موزه های اروپا در ارگ ایجاد كند.  بدین منظور درجوار تالار عاج ، بناهای کاخ گلستان جدید، یعنی سرسرا و تالار آئینه گلستان و اتاق موزه را بنیاد نهاد.

ساخت اتاق موزه در سال ۱۲۹۱ ه.ق. آغاز و در سال ۱۲۹۴ ه.ق. پایان یافت. ولی به دلیل تزئینات زیاد و چیدن اشیاء که با نظارت مستقیم شاه صورت می گرفت بهره برداری از آن تا سال ۱۲۹۹ ه.ق. به طول انجامید.

 پس از انتقال تخت طاووس از موزه های قدیم و تالار آئینه به اين تالار و نیز برگزاری سلام های خاص و رسمی در آن؛  نام تالار سلام را به خود گرفت. در این تالار نفیس ترین اشیاء و آثار هنری اهدایی، به ویژه جواهرات سلطنتی نگهداری می شد.

اعتمادالسلطنه، در یکی از روزنامه هاى آن روزگار، مورخ نهم ربیع الثانی ۱۲۹۴ ه.ق. می نویسد: "یکی از تالارهای بزرگ این عمارت ۳۴ قدم طول و ۲۵ قدم عرض دارد. میز و صندلی های عمارت کلا از طلای خالص است و یک تخت مرصع بسیار بزرگ که جواهر نفیسه بسیار دارد و خیلی گرانبها است، در این عمارت گذاشته شده است که در اغلب اعیاد در سلام عام بندگان اعلیحضرت پادشاهی روی آن تخت جلوس می فرمایند."

در سال ۱۳۴۵ به دلیل برگزاری مراسم تاجگذاری محمدرضاشاه پهلوی در این تالار، موزه آرایی آن بطور کلی دگرگون شد و به شکل امروزی درآمد.

از اشیاء این کاخ می توان به ظروف زیبایی اشاره کرد که از جمله جالب ترین آنها سرویس چینی جنگ های ناپلئون بناپارت، سرویس اهدایی نیکلای اول، سرویس جواهر نشان اهدایی ملکه ویکتوریا و سرویس ساخته شده از سنگ گرانبها اهدایی الکساندر سوم  است. در دوره پهلوی این ظروف به تالار ظروف انتقال یافت.

کاخ ابیض

در اواخر پادشاهی ناصرالدین شاه سلطان عبدالحمید، پادشاه عثمانى، چند دست مبل لویی شانزده، پرده های مخمل، آینه های بزرگ، مجسمه های برنزی و طلا و چند قطعه قالی بافت ترکیه برای ناصرالدین شاه هدیه فرستاد.

به همين خاطر شاه تصمیم گرفت که ساختمانی در گوشه جنوب غربی باغ گلستان برای این هدایا بنا کند. این بنا بین سال های ۱۳۰۶ و ۱۳۰۹ ه.ق. ساخته شد و به سبب سفیدی رنگ بنا و به کار بردن مرمر سفید در سرسرا و پله هایش کاخ ابیض نام گرفت.

این کاخ از آغاز، محل کار صدراعظم ها و سپس نخست وزیران و مقر تشکیل هیئت وزیران شد. پس از انتقال نخست وزیری به محل جدید، کاخ ابیض به محل موزه مردم شناسی اختصاص یافت.

موزه مخصوص

این عمارت که در شمال کاخ گلستان و در طبقه زیرین تالار سلام قرار گرفته است ، در حقیقت بخشی از ساختمان اولین موزه ایران است که به دست توانای محمد ابراهیم خان معمار باشی ساخته شده است.

در زمان شاهان قاجار این مکان انبار چینی آلات و نقره هایی بود که از کشورهای اروپایی به آنها هدیه می شد.  از اشیاء ویژه ای که در موزه مخصوص نگاهداری می شود ، می توان زره شاه اسماعیل صفوی، تیر و کمان نادر شاه افشار، ساعد بند و مهر فتحعلی شاه، تاج آقا محمدخان، دسته مهرهای سلاطین قاجار، گوی غلتان عاج، تخم شترمرغ و غیره را نام برد.

تالارهای این موزه  بعد از گذران سال ها بار دیگر قد راست کرده اند و درهای خود را برای اولین بار پس از ۴۰سال به روی مردم گشوده اند، تا شاید بتوانند با نشان دادن زیبایی و عظمت خود، بخشی از تاريخ ایران را دوباره زنده سازند.

هلیکوپتر ( بالگرد ) چیست؟

تاریخچه
طرح اصلی ساخت هلیکوپتر را برای اولین با چینی ها در 400 سال بعد از میلاد برای ساخت اسباب بازی های فرزندانشان به کار بردند. لئوناردو داوینچی و یک روسی به نام میخائیل لومونوسوف نیز از کسانی بودند که طرح هایی از هلیکوپتر را ارائه دادند ولی نتوانستند از حرکت بخش اصلی بدنه به دور خود جلوگیری کنند. کلمه هلیکوپتر اولین بار در سال 1861 توسط یک دانشمند فرانسوی که اولین مدل کوچک با موتور بخار را ساخت، مورد استفاده قرار گرفت همچنین اولین مدل موتور الکتریکی را توماس ادیسون اختراع کرد.

اولین پرواز موفقیت آمیز نیز در سال 1907 در فرانسه البته توسط یک ماکت کوچک انجام شد که در این پرواز، هلیکوپتر مدل به مدت 20 ثانیه در ارتفاع 30 سانتیمتری سطح زمین معلق ماند.

در دهه 40 و همزمان با پیشرفت در ساخت موتورهای هم محور(موتورهایی که در آن نیروی پیشران و پسران هر دو ملخ توسط یک موتور تولید می شود) اولین هلیکوپتر برای استفاده های نظامی ساخته شد و اولین پرواز آن در سال 1942 در آمریکا با موفقیت صورت گرفت که آنرا دو خلبان تا ارتفاع 1کیلومتری زمین در مدت 1 دقیقه بالا بردند.
 
 قدیمی ترین فرش جهان: فرش ایرانی پازیریک
فرش‌های ایرانی در مجلل‌ترین کاخ‌های دنیا و اتاق‌های ساده و بی‌تکلف روستایی وجود دارند و زیبایی آن‌ها چشم‌ها را خیره می‌کند. فرش‌های ایرانی در تمام دوران نشان‌دهنده روح هنری کشور ایران است. هنوز مشخص نیست که اولین فرش در کجا بافته شده است. اولین فرش به احتمال زیاد به‌ وسیله افراد چادر نشین برای فرش کردن کف خاکی چادرشان بافته شده بود. ولی امکان این ‌که فرش به‌ وسیله مصری‌ها، چینی‌ها و یا حتی به‌ وسیله افراد دیگر اختراع شده باشد هست. و حتی امکان این‌ که تمام این مردم فرش را خودشان اختراع کرده باشند، بدون اینکه با هم ارتباط و یا تماسی داشته باشند نيز وجود دارد.
به طور قطع فرش‌بافی به بالاترین حد خود در پنج قرن پيش از میلاد رسیده بود. این ادعا به‌ وسیله باستان‌شناسان روسی سرگيرودنکو (Rodenko) و گریازنوفدر سال 1328ش / 1949 ميلادي در درهپازیریک (دره کوچکی در شمال کوهستان آلتایی در جنوب سیبری مرکزی، در 79 کیلومتری مرز مغولستان) اثبات شد.

ايشان کهن‌ترین نمونه فرش گره‌بافت و پرزدار جهان را دردومین مرحله کاوش‌های باستان‌شناسي خود و به طور كاملا اتفاقي از درون گوری یخ زده در 5000 فوتی کوه‌های آلتایی كشف كردند و آن‌ را فرش پازیریک يا فرش "گره دار" نام نهادند. فرش پازیریک بر روی تابوت بزرگ یک پادشاه (دولت‌مرد هخامنشی) که جسدش مومیایی شده بود قرار داشت.

وقتی از کاوش‌هایی که در نخستین گور یخ زده انجام شد چیزهای مختلفی چون فرش و لباس بیرون آمد که همه قدمتی بیش از 2500 سال داشتند، نام "پازیریک" که تا آن زمان ناشناخته بود شهره آفاق شد. نتایج آزمایش با کربن رادیو اکتیو بر روی این اشیا نشان می‌داد که این گورها به قرن‌های چهارم و پنجم پيش از ميلاد تعلق دارند.

اثبات ایرانی بودن فرش پازيريك

رودنکو در اثبات ایرانی بودن این فرش در کتاب خود به نام مقابر یخ زده سيبری: سوارکاران عصرآهن مدفون در پازیریک می‌نویسد: در طرح پازیریک صف‌های منظم مردان و چارپایان که همگی به فاصله ای معین از پی یک‌دیگر می‌آیند به‌ روشنی یادآور رسم‌های تزیینی هخامنشی و آشوری است. هم‌چنین شیوه گره زدن دم اسب‌ها و کاکل آن‌ها به رسم ایرانیان است. هم در پیکرکنده‌های تخت جمشید و هم در فرش پازیریک ستوربانان در سمت چپ اسب گام بر می دارند و دست راست خود را بر پشت گردن اسب نهاده‌اند. آن‌چه آشکار و غیرقابل انکار است تصویر گروهی است شبیه نقش برجسته های تخت جمشید در صف‌های منظم که همگی به یک فاصله معین از پی یک‌دیگر می‌آیند. نقش گوزن فرش پازیریک از دیگر موارد مهم است. رودنکو یادآور شده است که این گوزن‌ها از تیره گوزن زرد خال‌دار شاخ پهن و ایرانی است.
بعدها هم پروفسور رومن گیرشمن (ایران‌شناس فرانسوی) به هنگام معرفی چندین ظرف سیمین و نیز تصویر چند سنگ‌کنده بر طاق بستان به‌مانندگی گوزن مشهور به «گوزن بین النهرینی» و گوزن پهن شاخ ایرانی که بدن خال‌دارش با همان شاخ‌های پهناور پوشیده است توجه کرد. وی همچنین به نفوذ هنر هخامنشی بر روی اشیای متعلق به قرون چهارم و سوم پیش از میلاد در قبرهای یخ زده رؤسای قبیله صحراگردان در پازیریک اشاره کرده و می نویسد: در قسمت مرکزی این فرش یک ردیف ستاره های چهارپر نقش شده که روی اشیای مکشوف در لرستان نیز دیده می شود. نقش حاشیه این فرش کاملا بنابر سنت‌های هخامنشی است و دو ردیف گوزن‌ها و سواره‌ها را نشان می دهد. در این فرش حتی خصوصیاتی از جل نمد منگوله‌دار یونانی و ایرانی نیز دیده می شود.

خصوصيات فرش پازیریک

این فرش تقریبا چهارگوش حدود دو متر مربع وسعت دارد و تصویر سوارکاران، آهوان در حال چرا، جانوران افسانه‌ای با سرعقاب و بدن شیر بر آن نقش بسته و حاشیه‌ای گل‌دار آن را زینت بخشیده است.رنگ‌هایی که در فرش پازیریک به کار رفته است عبارتند از: قرمز تیره، سبز، آبی، زرد و نارنجی کم‌رنگ.

در طراحی فرش نقش‌مایه‌ها و نگاره‌ها بسیار سنجیده با قرینه‌سازی کامل در چارچوب نقشه‌ای متوازن و یک‌دست با رعایت کلیه اندازه‌ها به چشم می‌خورد. این شکل‌ها در نقشه فرش پازیریک به‌ روشنی قابل تشخیص است؛ در حاشیه اول تکرار جانور افسانه ای بال‌دار، در حاشیه دوم 14 سوارکار، 14 ستوربان، 28 اسب، در حاشیه سوم تکرار گل چهاربرگی، در حاشیه چهارم تکرار 24 گوزن خالدار شاخ پهن، در حاشیه پنجم تکرار جانور افسانه ای (شبیه حاشیه اول) و در وسط فرش 24 چهارگوش که درون هریک نگاره هشت‌پر دیده می شود. این فرش کلا از پشم بافته و تار آن اندکی کشیده شده و پودهای آن به طور شل در شماره سه یا چهار بین هر دو ردیف گره پیچیده شده است. ریز فرش برابر 600 3 گره در هر دسیمتر مربع و نسبتا منظم و با قاعده است. فرش دارای لبه ها و کناره های کوچک 1 در 1.5 سانتی‌متری و در امتداد هر دو حاشیه دارای پرز فشرده و با ضخامت چند میلیمتر است. رنگ فرش تغییر یافته و رنگ اصلی به سایه های صورتی و سبز کم رنگ تبدیل شده است ولی در اصل می بایست رنگ بسیار روشنی داشته باشد. تزیین فرش پیچیده و حاکی از بالا بودن سطح بافندگی فرش است.

فرش پازیریک هم اکنون در موزة آرمیتاژ روسیه نگهداری می شود. در ایران نیز در 1355شمسی دو نمونه از این فرش در شرکت سهامی فرش ایران بافته شد که موزه فرش ایران یکی از آن‌ها را به معرض نمايش گذارده است. فرش پازیریک نمونه کم‌یاب و زیبایی از شاهكارهاي هنر فرش‌بافي ايران‌زمين مي‌باشد، که با تکنیک بسيار بالا بافته شده است.
+ نوشته شده توسط r.jafari در جمعه 1387/10/27 و ساعت 10:43 PM |


Powered By
BLOGFA.COM